محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6438

تاريخ الطبرى ( فارسي )

- ديگر سپاهيان خويش را به جا گذاشت كه كار وى نهان ماند - از پشت سر عبد الرحمان برفت و به اردوگاه وى شبيخون زد و به او و يارانش آسيبها رسانيد ، عبد الرحمان از او كناره گرفت و چهار كشتى از كشتيهاى خويش را رها كرد ( 506 كه على آن را گرفت و برفت ، عبد الرحمان نيز به راه خويش برفت تا به دولاب رسيد و آنجا بماند و كسانى از مردان خويش را آماده كرد و طاشتمر را بر آنها گماشت و سوى على بن ابان فرستاد كه در حدود بيابان آزر به دو رسيدند و با وى نبرد كردند كه از آنجا هزيمت شد و سوى نهر السدره رفت و طاشتمر به عبد الرحمان نوشت كه على از مقابل وى هزيمت شده ، عبد الرحمان با سپاه خويش برفت تا به عمود رسيد و آنجا بماند و ياران وى براى نبرد مهيا شدند ، كشتيهاى خويش را آماده كرد و طاشتمر را بر آن گماشت كه سوى دهانهء نهر السدره رفت و با على بن ابان ، نبردى بزرگ كرد كه على هزيمت شد و ده كشتى از وى گرفتند و على به هزيمت به نزد خبيث بازگشت ، عبد الرحمان بى درنگ برفت و در بيان اردو زد و چنان شد كه عبد الرحمان بن مفلح و ابراهيم بن سيما به نوبت سوى اردوگاه خبيث مىرفتند و با وى نبرد مىكردند و مردم اردوگاه وى را هراسان مىكردند . در آن وقت اسحاق بن كنداج در بصره جاى داشت و آذوقه را از اردوگاه خبيث بريده بود . و چنان بود كه خبيث هر روز كه از آمدن عبد الرحمان بن مفلح و ابراهيم بن سيما بيم داشت ياران خويش را فراهم مىكرد ، تا نبرد بسر رود . پس از آن گروهى از آنها را به ناحيهء بصره مىفرستاد كه با اسحاق بن كنداج نبرد كنند ، چند ماه بدين سان ببودند ، تا وقتى كه موسى بن بغا از نبرد خبيث بر كنار شد و مسرور بلخى را بر آن گماشتند و خبر آن به خبيث رسيد . در اين سال حسن بن زيد بر قومس غلبه يافت و يارانش وارد آن شدند .